شعر
شعر کده 
قالب وبلاگ

رنگ سال گذشته را دارد همه لحظه های امسالم

۳۶۵ حسرت را همچنان می کشم به دنبالم

قهوات را بنوش و باور کن من به فنجان تو نمی گنجم

دیده ام در جهان نما چشمی که به تکرار می کشد فالم

یک نفر از غبار می آید مژده تازه تو تکرا ری ست

یک نفر از غبار آمد و زد زخمهای همیشه بر بالم

باز در جمع تازه اضداد حال و روزی نگفتنی دارم

هم نمی دانم از چه می خندم، هم نمی دانم از چه می نالم

راستی در هوای شرجی هم دیدن دوستان تماشا ییست

به غریبی قسم نمی دانم چه بگویم جز اینکه خوشحالم

دوستانی عمیق آمده اند، چهره هایی که غرقشان شده ام

میوه های رسیده ای که هنوز من به باغ کمالشان کالم

****

چندیست شعرهایم را جز برای خودم نمی خوانم

شاید از بس صدایشان زده ام دوست دارند دوستان لالم

 

[ ] [ ] [ sabze_naze1 ]

حرف زیاد داریم اما ؛

ما همه کارگریم

از کوره اگر در برویم

آجر می شود نانمان!

[ ] [ ] [ sabze_naze1 ]

باران گرفته ام به هوای شکفتنت

جاری در امتداد ترک خوردۀ تنت

با اشک های حلقه شده پای گونه هات

با دست های حلقه شده دور گردنت

من متهم به رابطه با واژۀ توام

مظنون به دستکاری گل های دامنت

این گرگ و میش وقت طلوع است یا غروب

در چشم های نیلیِ مایل به روشنت؟!

[ ] [ ] [ sabze_naze1 ]

با من

رفت و آمد نکن

«رفتن»

فعل قشنگی نیست

با من

فقط راه بیا ...

[ ] [ ] [ sabze_naze1 ]

به دوش می کشم اینک جنازۀ خود را

گرفتم از اجل آخر اجازۀ خود را

اقول اشهد ان لا اله الا عشق

شناختیم خداوند تازۀ خود را

دل صبور من آتشفشان خاموشی ست

که در خودش می ریزد گدازۀ خود را

برای این که نمانم به روی دست شما

به دوش می کشم اینک جنازۀ خود را

[ ] [ ] [ sabze_naze1 ]

 

  

انگشتانم را درو می کنند

تا فصل انگور را

نشنیده بگیرم

به این زودی ها خمار تو

از چشمم نمی پرد

اما بگو

تا شرابِ نگاهت

چند خوشۀ پروین راه است؟

[ ] [ ] [ sabze_naze1 ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

تلخ است...
نه نمی فهمم
شاید هم شیرین باشد.
دنیا...خانه ی اجاره ای منست.
یادم باشد دل را خیلی خرجش نکنم!
امکانات وب